13 آبان 1343 شمسی است . رژیم پهلوی امام خمینی را به علت اعتراض به قانون استعماری- آمریکایی، موسوم به کاپیتولاسیون به ترکیه تبعید می کند .
14 سال بعد یعنی در 13 آبان 1357 دانش آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند به سمت دانشگاه تهران حرکت کردند تا صدای اعتراض خود را از رژیم پهلوی به گوش همگان برسانند. در این روز ماموران با تیر اندازی بر روی دانش آموزان و دانشجویان تعداد 56 تن از آنها را شهید و مجروح کردند.
یک سال بعد در ابتدای انقلاب یعنی روز 13 آبان 1358 دانشجویان دانشگاههای مطرح تهران که بعد ها خود را پیرو خط امام نامیدند به طرف سفارت آمریکا حرکت کردند و با بالا رفتن از در و دیوار های سفارت ، آنجا را به تصرف خود در آوردند و اعضای سفارت را به گروگان گرفتند .
این حادثه اخیر که بر خلاف صاحب نظران آن روز ، که معتقد بودند مانند موارد مشابه خود در کشور های دیگر و تصرف سفارت کشوری ، چند روز بیشتر طول نخواهد کشید ؛ 444 روز به طول انجامید .و در نتیجه ی این اقدام بعد از گذشت نزدیک به نیم قرن هنوز تبعات آن فی مابین روابط دو کشور یعنی آمریکا و ایران قابل مشاهده است .
اگر به عقب برگردیم و این سه حلقه را در یک مسیر قرار دهیم ، می توان این مسیر و جریان را جریان استکبار ستیزی نامید ؛و قطعا طلیعه ی انقلاب را در بستر این سه حادثه می بینیم . بی هیچ شک این سه روز در تاریخ ایران جاودانه خواهد ماند چرا که تداوم حرکت در این سه روز تا حدود زیادی در ساخت بنیان انقلاب نقش داشته است .
اما از میان این سه حادثه آنچه که بیشتر از همه در تاریخ انقلاب برجسته شده است تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان بوده است . این حادثه از همان ساعات اولیه موافقان و مخالفانی داشته است . از جمله امام خمینی حرکت دانشجویان را مورد تایید قرار می دهد و می گوید :" امروز در ایران باز انقلاب است . انقلابی بزرگتر از انقلاب اول ، در این انقلاب شیطان بزرگ آمریکاست . "
از طرف دیگر مرحوم مهندس بازرگان رئیس دو لت موقت در پی مخالفت خود با این حرکت دانشجویان و حمایت مسئولان رده بالای انقلاب از این حرکت ، از سمت خود استعفا میدهد .
و این دو جبهه موافق و مخالف تا به امروز در مقابل هم به صف آرایی مشغول هستند .عده ای از همان دانشجویان تسخیر کننده امروز با حالتی ندامت گونه از عمل سابق خود برگشته و آن را حرکتی اشتباه می دانند . و عده ای نیز هم چنان بر همان روال گذشته از این حرکت استقبال و آن را به تعبیر خود مشت محکمی بر دهان استکبار می دانند .
موافقان هم چنین این اقدام متهورانه را یکی از منحصر به فردترین حرکت ها در تاریخ انقلابهای اصیل و مردمی جهان می دانند و معتقدند که این حرکت باعث شد که شوکت و افسون قدرت امپریالیسم آمریکا در هم بشکند
و اوج خفت و زبونی این اهریمن جنایتکار را به رخ جهانیان بکشاند .
اما از جانب دیگر مخالفان ، حرکت دانشجویان را نسنجیده ، احساسی وبدون در نظر گرفتن شرایط کشور در آن مقطع حساس قلمداد می کنند .و به نوعی معتقدند که باید در آن شرایط با سیاست و تسامح بیشتری بر حرکت انقلاب ادامه می دادند . آنها هم چنین تبعات منفی ای که در زمینه های سیاست بین المللی و تحریم های اقتصادی از جانب آمریکا و دولت های غربی گریبانگیر ایران شده است را ناشی از همین حرکت می دانند.
متاسفانه در این مقاله نمی توان به تمامی ادعاهای طرفین موافق و مخالف پرداخت . بنابر این برای به درازا کشیده نشدن بحث به سراغ نتیجه گیری می روم .
به نظر من نفس عمل تسخیر سفارت توسط دانشجویان در آن شرایط و وضعیتی که ایران در آن قرار داشت را نمی توان در یک اظهار نظر کلی مردود دانست . چرا که این حرکت کاملا خود جوش بوده است بدون هماهنگی مسئولین دولتی و حکومتی ، و دانشجویان به علت اینکه دولت آمریکا به شاه سابق پناهندگی داده بود این تصمیم را اتخاذ کرده بودند؛ و خواستار این بودند که دولت آمریکا شاه و هم چنین اموال ایران در آمریکا را استرداد کند.
هرچند تبعات منفی و هزینه های سیاسی و اقتصادی برای ایران به ارمغان آورد ، ولی باز از ارزش این حرکت کم نمی کند .
در مقابل این ادعا که برخی از مخالفان این حرکت عنوان می کنند که تمام مسایلی که بعد از این واقعه گریبانگیر ایران شده است ناشی از این حرکت است باید این سئوال را مطرح کرد که آیا اگر دانشجویان در آن برهه از تاریخ به چنین حرکتی دست نمی زدند ، آمریکا و متحدان غربی اش ایران را آسوده می گذاردند و دست به تحریم سیاسی و اقتصادی علیه ایران نمی زدند ؟
باید توجه داشته باشیم که حرکت انقلابی مردم ایران و انقلاب سال 57 معادلات اقتصادی و سیاسی آمریکا و متحدان غربی اش را به هم زده بود پس ما چه دلیلی دارد که بگوییم علت این تحریم ها و انزوای سیاسی کاملا مربوط به این حرکت دانشجویان بوده است . مطمئنا آنها برای تحریم ها و به انزوا کشاندن ایران از راههای دیگری سود می جستند .
در پایان انتقادی که از مدافعان این حرکت دارم این است که این درست که تسخیر سفارت و جریان گروگان گیری در آن زمان مشت محکمی بر دهان استکبار بوده است ولی ایرادی که وارد است این است که این مشت بر دهان کوبیدن ادامه داده نشد و فقط مختص و منحصر به روز های خاصی ، آن هم در حد یک شعار باقی ماند . درغیر این صورت اگر همان شور و حسی که آن دانشجویان داشتند ، امروز نیز وجود داشت باید به جای شعارهای مرگ گویانه ، با تلاش خود در زمینه ی اقتصادی و فرهنگی وسیاسی و اجتماعی به سطح مطلوبی می رسیدند . فراموش نکرده ام که استقلال طلبی و خود اکتفایی در بعد از انقلاب روبه رشد بوده است و در بعضی زمینه ها به نتایج چشمگیری دست پیدا کرده ایم ؛ ولی کافی نبوده و در حال حاضر کمبود این کم کاری از طرف و جانب مدافعان استکبار ستیزی مشاهده می شود .
مگر نه اینکه دانشجویان فعلی ما از همان نسل دانشجویان پیشین هستند (البته با آرمانی متفاوت ولی در همان مسیر ) پس چرا این عقبه ی دانشجویی بجای پیروی از نسل پیشین خود و حرکت در همان مسیر با حرص و ولع خاصی مشتاق است که در دانشگاهها و مراکز آموزشی همان کشوری تحصیل کند که روزی توسط هم نسل هایش تسخیر شده بود .
مگر نه اینکه ما هر ساله شاهد رشد چشمگیر فرار به اصطلاح " مغزی" هستیم . به راستی آیا توانسته ایم که آن حس و شور استقلال طلبی را هنوز در جان های این دانشجویان زنده نگه داریم .
مطلبم را با ذکر خاطره ای به پایان می رسانم .سال گذشته در مراسم روز 16 آذر در دانشگاه قم جلوی درب سالونی که مراسم در آن برگذار میشد پرچم آمریکا و اسراییل را روی زمین گذاشته بودند تا هرکس که قصد داخل یا خارج شدن داشت با لگد مال کردن این دو پرچم به اصطلاح این دو کشور را نیز لگد مال نماید . من خود شاهد بودم یک دانشجو هنگام خارج شدن از مراسم برای اینکه آن دو پرچم را لگد نکند از روی آنها پرید . مسئول حراست که در آنجا حضور داشت به او گفت : چرا پریدی؟
قبل از اینکه بخواهم جواب دانشجو را بنویسم خواهش می کنم روی جواب او به دقت فکر کنید . منظورم این است که با شتابزدگی نه آن را تایید کنید و نا با احساساتی شدن محکوم ؛ فقط به عللی که باعث شده است او چنین جوابی بدهد توجه داشته باشید .
بله دانشجو در جواب با غروری تمام گفت : چرا نپرم ،هرچه داریم مال اینها است .!!!
+ نوشته شده توسط علی انصاری در 85/09/03 و ساعت 2:37 |


Powered By
BLOGFA.COM