آیا ایران شاهد جنگ دیگری خواهد بود؟

 

در حالی که قرار بود 20 فروردین گفتگویی بین ایران و آمریکا در رابطه با وضعیت عراق  برگذار شود الان به نظر می رسد با گذشت جندین روز از این قرار بیشتر فضای بین ایران و آمریکا و حتی جامعه جهانی  آمیخته به کشمکشی طولانی شده است که هر لحظه امکان بروز جنگ از جانب آمریکا و کشور های متحدش بر علیه ایران میرود.

هر چند از چندین ماه پیش زمزمه هایی از حمله احتمالی  آمریکا علیه ایران از فضای رسانه ای جهان به گوش می رسید ولی این احتمالات بعضا از طرف مقامات آمریکایی رد میشد و یا از عدم لزوم و امکان این گزینه بر علیه ایران سخن به میان می آمد.

ایران در حالی دست به اعلام پیوستن خود به جمع کشور های هسته ای در هفته ی گذشته زد که تنها کمتراز دو هفته به مهلتی باقی مانده است که شورای امنیت برای ایران مقرر کرده است . نشستی که در مسکو پنج قدرت برتر جهان و آلمان برا ی بررسی اعمال تحریم علیه ایران برگذار شده بود نیز به توافق طرفین نرسید وآنها فرصت بیشتری  برای حل این به اصطلاع بحران بین المللی  را لازم میدانند .

حال با توجه به این وضعیتی که ایران در آن به سر می برد اصلی ترین سوالی که ذهن تحلیل گران و آگاه هان سیاسی  را به خود مشغول داشته است این است که آیا ایران درگیر جنگ دیگری خواهد شد یا خیر؟ این سوال وقتی جدی میشود که امروز بوش در سخنان خود امکان حمله ی نظامی به ایران را رد نکرد و تصریح کرد که :"تمام گزینه ها ، از جمله حملهی نظامی ، برای جلوگیری  ایران از دستیابی به سلاح اتمی امکان پذیر است ."

هفته وحدت

 
نام گذاری هر روز در تقویم تاریخی هر کشوری بیان گر این است که حادثه و اتفاقی که در آن روز به وقوع پیوسته است برا ی مردم آن کشور یاد آور معنا و مفهوم خاص و ویژه ای است.
در میان مسلمانان نیز به دو روایت معمول شیعه و سنی ، 12 تا 17 ربیع الاول به مناسبت ولادت پیغمبر اسلام این هفته از سال قمری را هفته ی وحدت نامیده اند .
شخصی که در این زمان مسلمانان تولدش را سمبل وحدت و یکپارچگی قرار داده اند در 1400 سال پیش عده ای با مرگش دست به یک انحرافی تاریخی در مذهبی زده اند که این جدایی تا به این زمان زاویه ای 90 در جه از حرکتی را تشکیل داده است که اصل خود را بر صرا ط مستقیم بنا نهاده بود .
اینکه چرا و به چه دلایلی در تاریخ گذشته مسلمانان این انحراف بوجود آمد در حال حاضر گرهی از کار فروبسته ی ما نمی گشاید .
ولی اینکه در زمان حاضر فرقه های مهم اسلامی یعنی شیعه و سنی تقریبا دست به یک آتش بست عقیدتی زده اند را باید آغاز ی بر وحدت این دین آسمانی دانست.
چرا که وجود شخص پیغمبر همان طور که قرآن تصریح میکند رحمت است و خوشایند نیست که پیروان این شخص آبی از چشمه ی رحمت این بزرگ مرد تاریخ بشریت نصیب نبرند .

20فروردین سالروز قطع رابطه ی سیاسی ایران و آمریکا

20 فروردین سالروز قطع رابطه ی سیاسی ایران و آمریکا
تقریبا حدود دو دهه پیش این دو کشور به دنبال انقلاب مردمی ای که در ایران صورت گرفت و مانند هر انقلاب دیگری در روابط سیاسی با دو لت های دیگر نیز دگرگونی پدید آمد. هر چند این مداخله ی سیاسی آمریکا در امور ایران بود که ایران را مصمم به قطع ارتباط دائمی با کشور آمریکا کرد.
دو هم پیمان سیاسی و اقتصادی بعد از این قطع ارتباط از طریق ایران به دشمنی برای هم تبدیل شدند که ارتباطی مجدد بین آن دو کشور به یکی از تابو های سیاسی بدل شد.
حال فرا رسیدن این روز مقارن گشته است با ارتباطی که دولت مردان هر دو طرف در صدد برقرار کردن آن هستند.هر چند مقامات دو طرف مرتب به این مسئله تاکید میکنند که گفتگوی ایران و آمریکا صرفا در رابطه با وضعیت عراق و اوضاع آن کشور است ، ولی میتوان انتظار داشت که این گفتگو فتح بابی باشد برای گفتگوهای آینده و بر طرف کردن مسائل و مشکلاتی که هر دو کشور با آن روبرو هستند.
باید منتظر نشست و دید که آیا دولتمردان هر دو طرف به وعده ی خود مبنی بر آغاز گفتگو در 21 فروردین عمل میکنند یا خیر ؟

دوازده فروردین روز جمهوری اسلامی

آیا توانسته ایم 98 در صد را حفظ کنیم؟

امروز بیست و هفتمین سالگرد جمهوری اسلامی است . بیست و هفت سال پیش مردم ایران بعد از یک انقلاب مردمی برای تثبیت این انقلاب به پای صندوق های رای رفتند تا با رای خود به این نظام تازه تاسیس مشروعیت ببخشند .از میان افرادی که آن روز به پای صندوق رفتند نود و هشت در صد از این رای دهنده ها به جمهوری اسلامی رای مثبت دادند تا ثابت کنند که قصد دارند حرکتی را که آغاز کرده اند ادامه دهند .

این نود و هشت در صد از قشر های متفاوت مردم و از طبقات مختلف جامعه ی آن روز بودند . و تنها چیزی که توانسته بود، در عین حال که تفاوت های فراوانی بین این افراد مشاهده میشد ، آنها را در این مورد با هم متحد سازد تشکیل نظام جمهوری اسلامی ای بود که وعده هایی را به مردم میداد که آنها در حکومت قبلی تنها می توانستند در رویای آن به سر برند .

الان بعد از بیست و هفت سال از آن واقعه گذشته است با کمی دقت در وضعیت حکومت فعلی و مرور وعده ها یی که این حکومت در بدو تاسیس به مردم داده است متوجه می شویم که در تعدادی موارد خلف وعده هایی صورت گرفته است . مسئولین این نظام از بیست و هفت سال پیش تا کنون از هر گروه و دسته ای که بوده اند در کلیات این نظام به نظر میرسد که متشابه عمل کرده اند .

آیا اگر در این زمان نیز یک رای گیری دیگری انجام شود و از مردم خواسته شود که نظر خود را در مورد نظام جمهوری اسلامی در صندوق را ی بریزند باز تعداد کسانی که به این نظام رای مثبت میدهند با تعداد افراد آن زمان برابر خواهد بود ؟ قطعا کسانی که حتی آشنایی جزئی با روحیات افراد جامعه دارند جواب شان منفی خواهد بود.

شاید افرادی بگویند مردم در موقعیت های مختلف پایبند ی خود را به این نظام با شرکت  در راهپیمایی های متفاوت نشان داده اند . این درست ولی اگر به کارنامه ی این را هپیمایی ها نگاهی بیندازیم خواهیم دید که شرکت گسترده مردم در این راهپیمایی ها دلایلی غیر از تایید این نظام بوده است .  دلایل بعضی از افرادی که در راهپیمایی شرکت میکنند مربوط میشود به دخالتی که بیگانگان قصد دارند در مورد ایران اعمال نمایند . طبیعتا هر ایرانی با هر عقیده ای که داشته باشد با دخالت بیگانگان در امور کشورش مخالفت میکند. پس نمی توان از حضور گسترده ی مردم در راهپیمایی ها به این نتیجه رسید که مردم به طور کامل با سیاست های این نظام موافق هستند . البته نمی توان مدعی شد که مردم ایران به طور قطع مخالف این نظام هستند چرا که در آن صورت قطعا انقلابی دیگر به وقوع خواهد پیوست . ولی جای گله است که چرا این نظام با اینکه میداند مردم در صورت اعمال قانون و حقوق حقه ی مردم به طور قاطع از آن حمایت میکنند باز در مواردی نقض حقوق ملی و مردمی را روا میدارد.

حال جای این پرسش است که آیا حکومت ایران توانسته است که آن پشتیبانی نود و هشت درصدی مردم از خود را حفظ کند یا خیر ؟    

فمينيسم اسلامى“ يا ”فمينيست هاى مسلمان“

"فمينيسم اسلامى“ يا ”فمينيست هاى مسلمان"

دكتر نيره توحيدى، استاد مركز پژوهشهاى زنان و جنبش هاى سياسى خاورميانه در دانشگاه كاليفرنيا است که در گزارش زیر در مورد فمینیسم اسلامی توضیحاتی را ارائه می دهند.

جنبش آزاديخواهى و برابرى حقوقى زنان، تاريخ پر فراز و نشيبى را از سر گذرانده و نظرات گوناگونی در اين جنبش مطرح شده اند، از جمله از نظرات فمينيست هاى ليبرال گرفته تا سوسياليست و ماركسيست هاى فمينيست و غيره. در دهه هاى اخير از عبارت فمينيسم اسلامى نيز نام برده مى شود. به اين معنى كه فعاليت زنان مسلمان در راه برابرى حقوقى خود در كشورهاى اسلامى با اين عبارت معرفى شده است. در اين ارتباط با نظرات «دكتر نيره توحيدى» استاد مركز پژوهشهاى زنان و جنبش هاى سياسى خاورميانه در دانشگاه كاليفرنيا، آشنا مى شويم.

از واژه ى فمينيسم تعاريف بسيار متفاوتى عنوان شده است. براى مثال در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم در آمريكا و انگلستان، هركس كه روى حق راى گيرى زنان تأكيد مى كرد، فمينيست خوانده مى شد. جنبش آزاديخواهى و برابرى حقوقى زنان، تاريخ پر فراز و نشيبى را گذرانده و نظريات گوناگونی در اين جنبش مطرح شده اند، از جمله از فمينيست هاى ليبرال گرفته تا سوسياليست و ماركسيست هاى فمينيست و غيره. در دهه هاى اخير عبارت فمينيسم اسلامى نيز مطرح شده است. به اين معنى كه فعاليت زنان مسلمان در راه برابرى حقوقى خود در كشورهاى اسلامى با اين عبارت معرفى شده است.

خانم دكتر توحيدى در مورد عبارت فمينيسم اسلامى و تعبيرى كه اصولا از فمينيست هاى مذهبى در فرهنگ هاى مختلف مى شود مى گويد:

”در مثلا ايران خودمان يا اصولا امروزه، در چند دهه اخير كه ما با چالشى به اسم جنبش هاى مذهبى روبرو هستيم، بخصوص بنيادگرايى اسلامى، البته حالا ما بنيادگرايى مسيحى، يهودى، هندو و غيره را هم داريم، يكى از راه حلها يا يكى از مكانيسم هايى كه در دنياى عرب و غيرعرب مسلمان طرح شده، چه در تركيه، چه در ايران و چه در اندونزى، فقط به دنياى عرب محدود نيست، حالا زنان ما يا حداقل بخشى از زنان كه معتقد به دين اسلام هستند و اصولا دين باور هستند، اينها يكى از راههاى مبارزه را، چالش درون دينى مى دانند، يعنى تلاش مى كنند خود دين اسلام را با تعابير تساوى جويانه، تعابيرى كه با اصول فمينيسم منطبق باشد، آشتى بدهند، با خواستهاى مدرن و تساوى جويانه ى زنان مسلمان.

خانم دكتر توحيدى در نوشته هاى خود از عبارت فمينيست هاى مسلمان نام مى برد تا فمينيسم اسلامى و دليل اين امر را چنين بيان مى كند:

”چون فمينيسم اسلامى با اينكه لغتى ست كه تقريبا جاافتاده و در غرب هم بيشتر تدوين شده، ممكن است اين تصور را پيش بياورد كه گويا فمينيسم در دنياى اسلام حتما بايد رنگ مذهبى بخودش بگيرد، مثل دمكراسى، كه حتما ما بايد دمكراسى اسلامى داشته باشيم تا قابل پياده كردن باشد. به اين معنا هم از لحاظ تئوريك و هم عملا درست نيست. اما، اگر منظور از فمينيسم اسلامى و اصولا مسلمانان فمينيسم اينست كه زنانى كه در عين حفظ اعتقادات دينى شان، در عين مسلمان بودن، تلاش دارند در اعتقاداتشان و در دينى كه در جامعه ى شان رواج دارد تعابير مدرن، تعابير مترقى، تعابير تساوى جويانه اى را تدوين كنند و بجويند كه مشكلات زنان را حل كند، اصلاحات قانونى ايجاد كند، اين نه تنها لازم هست، بلكه براى همه ى زنان مثبت هم هست، چه براى زنان مسلمان و چه زنان سكولار، و اصولا زنانى كه به دين خاصى پاى بند نيستند يا غيرمسلمانند. براى نمونه زنان مسيحى، يهودى، زرتشتى و غيره كه در اين كشورها زندگى مى كنند.“

مبارزه در راه برابرى حقوق زنان نه فقط در كشورهاى اسلامى، بلكه در بسيارى از جوامع ديگر گاه با رنگ و بوى مذهب خاص حاكم بر اين جوامع، آميخته است. خانم دكتر توحيدى در اينباره مى گويد:

”در جنبش زنان كشورهاى اروپايى و كشورهاى ديگر هم ما شاهد فمينيست هايى هستيم كه گرايشات مذهبى دارند. يعنى ما فمينيست هاى كاتوليك يا پروتستان داريم، يعنى فمينيست هاى مسيحى، و يا فمينيست هاى يهودى و غيره. خيلى طبيعى ست كه در كشورهاى اسلامى هم ما زنان مسلمانى داشته باشيم كه در عين حال فمينيست باشند و بخواهند انحصارطلبى تعبير و تفسير و اشتهاد دينى را از دست روحانيون پدرسالار و جنسيت گرا كه مى خواهند تنها يك صداى خاص و صداى آنها اسلام را به دنيا معرفى كند، از دست آنها بگيرند و در واقع آن فاعليت مسلمان بودن را بدوش خودشان بگذارند و با دانشى كه بخصوص امروز زنان ما به آن مجهز هستند، كه بسيارى شان از مردان ما باسوادتر شده اند، بتواند خودش براى خودش اسلام را تعبير و تفسير كند. اين بسيار گام مثبتى است، هم در جهت رشد روند دمكراسى در جامعه، هم در جهت فاعليت بخشيدن به زنان در عرصه ى فرهنگ آفرينى و در عرصه ى دين.“
)این مطلب را از سایت کانون زنان نقل کرده ام)

رئیس قوه ی قضاییه را مردم تعیین کنند.

رئیس قوه ی قضاییه را مردم تعیین کنند.

آقای هاشمی شاهرودی طی نامه ای به آقای خامنه ای در خواست استعفای خود از ریاست قوه ی قضاییه اعلام کرده است.وی سال گذشته نیز دست به استعفا از سمت خود زده بود که مورد موافقت آقای خامنه ای قرار نگرفت .

شاید کمتر کسی باشد که از وضعیت تاسف بار قوه ی قضاییه مطلع نباشد . اوضاع نا به سامان این دستگاه که یکی از مهمترین نهاد های کشور محسوب می شود هر منصفی را به فکر وامی دارد که آیا این وضعیت چاره ای هم دارد؟ آیااین سیستم با رفتن  مسئول آن و آمدن یکی دیگر قابل اصلاح است . قطعا اگر کارشناس هم نباشید باز راه حل سیستم را جایگزینی افراد نمی دانید البته تا حدودی جابجایی کادر مدیریتی تاثیر دارد ولی نه تا آن حد که سبب شود سیستمی مانند سیستم فعلی قوه ی قضاییه اصلاح شود.

به هر ترتیب مشخص نیست که آیا این بار نیز آقای خامنه ای استعفای آقای شاهرودی را می پذیرد یا خیر .ولی امید است که آقای خامنه ای در تصمیم به این مهمی نهایت درایت را به خرج دهند تا ما به سامان شدن این دستگاه را هر چه زود تر شاهد باشیم.

به نظر من چون قوه ی قضاییه یکی از دستگاههایی است که ارجاع مردم به این دستگاه زیاد است و از هر قشری با این نهاد سرو کار دارند . پس بهتر است که رئیس این قوه را نیز مردم انتخاب کنند . چرا که نتیجه ی عملکرد این فرد به راحتی برای مردم قابل رویت است و مردم می توانند به راحتی از میان افراد مورد نظر فردی را که شایسته می دانند را انتخاب کنند .البته این مطلب باید کارشناسی شود و من به هیچ عنوان مدعی نیستم که این طرح کاملا قابل اجرا  می باشد. اما خواهشمندم دوستان نظر خود را در این باره به من اطلاع دهند. تا با بررسی این موضوع بتوانیم شاهد بهبود وضعیت قوه ی قضاییه باشیم.

سال مسلمانان

سال مسلمانان
طبیعت پیراهن خود را در حالی از تن خزان زده ی خود به در آورد و لباس نو پوشید که ما مردم ایران وحتی جهان سالی رنگارنگ در پیش داشتیم.
ما ایرانیان در انتخابات ریاست جمهوری نشان دادیم که متنوع ترین قوم زمین هستیم . کسی راانتخاب کردیم که اگر نمی شد به طور قطع و کامل بر زبان راندش ولی در دل بر اذکار بود.
به هر حال سال 84 پرونده اش بسته شد واین در حالی است که پرونده ای که جهان چند سال پیش برای ایران باز کرده است هنوز در جریان است .
اگر بخواهم وقایع نگاری سال گذشته را در این محل بگنجانم وبلاگی هفتاد متن خواهد شد و مجال این کار در این جا نخواهد بود . ولی همان قدر عرض کنم سالی که گذشت را به حق می توان سال مسلمانان نامید . چرا که در هر کوی و برزنی که صدایی بر هوا بود اگر رد صدا را میگرفتی قطعا به ولایا ت مسلمانان می رسیدی .سعی خواهم کرد در فرصتی دیگر برگه هایی از پرونده ای مسلمانان در سال 84 را در این محل بیاورم .
در پایان سال جدید را به همه ی ساکنان وبلاگی تبریک میگویم .