نوه اي رئيس جمهور
شايد با تماشاي فيلم نوه رئيس جمهور محصول سينماي روسيه فورا فيلم هاي شاهزاده وگدا يا خواهران غريب در ذهن شما تداعي شود كه دوقولوهايي به حسب تقدير يا تدبير در برهه اي از زندگي خود همديگر را پيدا مي كنند در حالي كه هيچ يك از نظر طبقه زندگي اجتماعي مشابه هم نيستند .
ولي آنچه كه در فيلم نوه رئيس جمهور براي من از ارزش زيادي از نظر سينمايي و محتواي يك اثر برخوردار بود تغيير تجربه زندگي دردو گروه متفاوت و يا شايد مختلف اجتماعي بود.
يعني تجربه زندگي در محيطي كه به بالاترين سطح اجتماعي تعلق داشت، زندگي در خانواده رئيس جمهور؛ و تجربه زندگي در محيطي كه به پائين ترين سطح اجتماعي تعلق داشت، يعني خانواده اي كه بنا به گفته هنرپيشه فيلم گاهي اوقات مجبور به گذران زندگي تنها با نان خالي بودند. قطعا منظورو هدف كارگردان از قراردادن اين دو طبقه متفارف اجتمايي اين نبوده است كه ساعتي را براي سرگرمي و تفريح مخطبان خود بوجود اورده باشد بلكه اين درسي است كه به طبقات بالاي اجتمايي ميدهد كه از هاله و دايره اي كه يا خود به دور خود كشيده اند يا اطرافيان چاپلوس يا قواعد سياست ويا 000 بيرون آيند وبر زندگي افرادي وارد شوند كه روزي براي رسيدن به آن مقام از انها طلب راي ميكرده اند مي خواهد ياد بدهد كه بدون اينكه در مقام وموقعيت كسي قرار بگيري هر چه قدر هم كه در ظاهر وزبان و گفتگوهاي خود حامي و پشتيبان آن افراد باشي باز چون هيچ گونه تجربه اي از نوع زندگي آنها نداري توان اينكه مشكلات و دغدغه هاي آنها را سامان بخشي (به عنوان تنها حتي كه بر گردن تو دارند در مقام رئيس دولت ) نخواهي داشت.
نظام هاي سياسي امروز در اكثر كشورها به دور منتخبين مردم كه براي رفع حوايج و مشكلات يك ملت توسط خود مردم انتخاب شده اند، هاله اي از جنس دور بودن از مردم كشيده است كه هيچ كس جز خود همين منتخبين نمي تواند اين هاله بي اعتمادي را از بين ببرد . حرفهايي كه امروز اين كارگردان و بقيه كساني كه به شيوه هاي مختلف چه بر قلم جاري مي سازند و چه به تصوير ميكشند را معماران اوليه اسلام از جمله علي داماد پيغمبر اسلام مكرر به افرادی گوشزد مي كرده است كه آنها را براي احراز پستي به منطقه اي روانه مي كرده است براستي سهم ايران به عنوان تنها كشور رسمي اي كه خود را پيرو اين معمار اوليه اسلام مي داند از نشر و گسترش اين مفاهيم در دنياي امروز چقدر است ؟
آيا سينماي ايران امروز بستري براي نشر دين محتوا ومفاهيم وموضوعات مي تواند باشد ؟ آيا مسئولين سينماي كشور توان بر قراري ارتباط بين اين مفاهيم ونسل امروز ودنياي امروز بوسيله صنعت سينما را دارند ؟ آيا سياست حكومت ايران در راستاي حركت در حفظ اين مفاهيم است ؟ و صدها سوال بي جواب از اين دست .
اينها سوالهايي است كه اگر به درستي جواب داده نشود ممكن است چه حالا چه در آينده كساني غير از ما به جواب گويي به اين سوالات دست بزنند واين ميشود همين حرف حضرت امير که مفرمود زماني فرامي رسد كه غير از شيعيان بیشتر از خود شيعيان به معارف ومفاهيم شيعي اسلامي دست پيدا مي كنند . پس تا دور نشده است چه در حرف و چه در عمل از اين قافله تيزرو جامعه بشري عقب نمانيم.