عقده حقارت و بي قانوني يا قانون گريزي
جامعه را با عقده حقارت وخود كم بيني شخصيتي مورد بررسي قراردهم .
علت اين ناهنجاري ها نيزيك يا دو مورد نيست بلكه علت هاي گوناگون را مي توان
براي هر كدام برشمرد .
به چند مثال از قانون گريزي در جامعه خودمان توجه كنيد تا با تسلط بيشتري بر
موضوع آنرا دنبال كنيم . رعايت قوانين رانندگي را از هر عقل سليم كه جويا شوي
علاوه بر اينكه رعايت هاو مقررات خود را نيز تابع بي چون و چراي قوانين رانندگي
مي داند . ولي اگر يك روز اتفاقي او را در حال گذشتن از چراغ قرمز ببيني اگر
نخواهي گفته هاي قبلي او را به يادش بياوري و فقط به اعتراضي خيلي كوچك نيز
بسنده كنيد در جواب شما خواهد گفت : اي بابا اينجا كه اروپا نيست .!!
با توجه به مثالي كه عرض كردم و خيل عظيم اين گونه استدلال ها قطعا متو جه شده
ايد كه از شكل هاي قانون گريزي و ناهنجاري اجتماعي به كدام موردش مي خواهم
رسيدگي كنم . بله اين گونه قانون گريزي ها ناشي از احساس خود كم بيني و عقده
حقارتي است كه افراد يك جامعه به آن دچار هستند .
وقتي جرم يا جنايتي در منطقه اي به وقوع مي پيوندد آيا پليس تلاش خود را براي به
دام انداختن مجرمان به نحو احسن انجام مي دهند ؟
در يك روستا وقتي كه شبانه وسايل يك چاه آب را به درون چاه انداختند وموتور را
هم آتش زدند پاسگاه منطقه بدون اينكه بخواهد دست به تحقيقاتي بزند منتظر است كه
صاحبان چاه از كسي شكايت داشته باشند آنها مي گويند تا از كسي شكايت نداشته
باشي ما نمي توانيم دست به اقدامي بزنيم حالا وضع آن صاحب چاه بيچاره را در ذهن
خود مجسم كنيد او به علت اينكه قصد دارد در منطقه بماند و زندگي كند نمي تواند با
متهم كردن شخص يا اشخاصي بدون دليل آنها را متهم اعلام كند و از طرفي اگر به
شخص يا اشخاص خاصي مشكوك باشد به علت ترس و اينكه مبادا از طرف آنها
مورد ضرب و شتم قرار گيرد عطاي مجرمان را به لقيشان مي بخشد .
خوب در چنين وضعيتي شما بگوييد تكليف اين كشاورز بيچاره چيست. او وقتي كه
عاجزانه از نيروي پليس و پاسگاه درخواست ميكند كه در مورد اين قضييه به تحقيق
بپردازند وبا شيوه هاي گوناگون كه شامل تحقيقات محلي و انگشت نگاري و ... است
به هويت مجرم و مجرمان پي ببرند در جواب مي گويند اين كار ها فقط براي فيلمها
است .
از اين دست موارد كم نيستند همه ي ما بعضا با تعدادي از آنها درگير بوده ايم .
به نظر شما علت اينكه آن فرد وقتي از چراغ قرمز رد ميشود و يا ما مورين پاسگاه
را به چنين استدلال ها يي مي كشاند چيست ؟
آيا براستي تحقيقات بر روي يك جرم متعلق به فيلم ها است ؟ در يك مورد در محله ي
ما شخصي مورد اصابت گلوله قرارگرفت و او را به بيمارستان منتقل كردند قاضي
ناظر كه به محل آمد حتي از ماشين خود پياده هم نشد و فقط با دو سوال از افراد
حاضر در آنجا ، آنجارا ترك كرد .
به نظر من يكي از عال هاي اين گونه نتيجه گيري ها عقده حقارتي است كه افراد يك
جامعه نسبت به جامعه اي پيشرفته ديگر درخود احساس مي كنند .
وقتي جامعه نتواند توقعات افراد را برآورده كند و آنها از طرفي از وضعيت جوامع
ديگر آشنايي پيداكنند دچاراين حالت ميشوند . درست مانند خانواده ها اگر فرزنداني از
يك خانواده فقير واز نظر اجتماعي جزو طبقه پائين باشند باشند قطعا نسبت به
فرزندان متول و داراي طبقه اجتماعي بالا دچار نوعي حقارت مي شوند حتي اگر در
ظاهر اين احساس خود را نشان ندهند با ز در اعماق ذهن خود با آن درگير هستند.
وضعيت جوامع نيز مشمول همين قاعده است . افراد جوامع به اصطلاح سوم حتي
اگر در ظاهر تمام پيشرفت و تمدن جوامع پيشرفته را نفي كنند و خود را بي نياز از آن
بدانند ولي در اعماق وجود خود اين كم بيني راهميشه يدك مي كشند كه در مواقع
گوناگون بروز مي كند . هويت بخشي به افراد يك اجتماع و شخصيت اجتماعي دادن
به آن اگر نگوئيم تنها وظيفه دولت است لااقل مهمترين وظيفه اش است كه با برنامه
ها و راهكارهاي خاص بايد به اين مهم دست پيدا كند .