دا نشجو و تفکر
در چند شماره ی قبلی نشریه بیداری در قسمت سرمقاله از دانشجو و مسئولیت و دانشجو و دغدغه برای شما مطالبی را عنوان کردم. ولی وقتی با خودم در مورد این دو واژه یعنی مسئولیت و دغدغه و را بطه ا ی که با دانشجو دارند فکر می کردم به مورد سو می برخورد کردم که متوجه شدم تنها ناجی دانشجو در مواجحه با مسئولیت و دغدغه این مورد سوم است و آن چیزی نیست جز تفکر .
این مسئو لیت است که دغدغه را بوجود می آورد و این دغدغه است که دانشجو را مجبور یا بهتر است بگویم ترغیب می کند که ا ندیشه کند . انسان مسئول انسانی است که در رابطه با محیط ا طرا فش احساس وابستگی می کند و این پیوند و احساس تعامل و چگونگی آن موجب دغدغه درونی می شود و جز از سر چشمه ی تفکر نمی توان بر این آتش درونی آب ریخت .
وقتی که دانشجو در رابطه با تعامل خود و محیط ا طرا فش دچار سردر گمی و بعضا یاس میشود ، تنها با سلاح تفکر است که قادر خواهد بود این دو دشمن ، که اگر هر چه زود تر با آنها مبازه نکند دچار افسردگی خواهد شد ، را نابود نماید .
فکر کردن که وجه تمایز انسان و حیوان به شمار می آید باعث می شود که حتی بین ا نسان ها نیز تفاوت هایی را بروز دهد . با کمی دقت در زندگی افراد مختلف متوجه زندگی هایی متفاوت از هم می شویم که این بیا ن گر تفاوت در تفکر است ؛ چرا که هر کس آن طور زندگی میکند ، که فکر می کند . (مرادم از فکر در این جا بیشتر ذهنیت افراد است نه فکر در اصطلاح رایج آن)
اما فکر کردن در ساحت دا نشجو یی خود از لو نی دیگر است یا به نظر من میتواند باشد . دانشجو به علت اینکه به وادی ای وارد شده است که تفکر را می توان تنها سلاح او در این میدان دانست ، پس می توان وجه تمایزی بین او و دیگر افراد جامعه قائل شد . به راستی سهم دانشجویان ما از تفکر و اندیشه چقدر است ؟ در رفتار و منش و شخصیت دانشجویان امروز ما اندیشه چه جایگاهی دارد؟ چه میزان از عملکرد های دا نشجویان ما به طریق ا ندیشه ورزی نزدیک است؟و ...
قطعا پاسخ به این گونه سئوالات وقت و مجالی بیش از این سرمقاله نیاز دارد بلکه هدف از طرح این گونه مباحث و سئوالات صرفا فتح بابی است برای وارد شدن به این حوضه، یعنی بررسی را بطه ی بین دانشجو و تفکر .