تشییع پیکر شهدای گمنام و دفن آنها در دانشگاه امیر کبیر تهران ( 5/12/1387) و متعاقب آن اعتراض عده ای از دانشجویان به این برنامه ، سوالی را در ذهن ایجاد میکند که باید جوابی متناسب برای آن یافت.مگر نه اینکه همه ی ما مدیون عمل شهدا هستیم و قدر شناسی از کار آنها حداقل کاری است که از دست ما می آید.پس دیگر این برخورد ها و اعتراض به خاکسپاری آنها در دانشگاه چه معنایی دارد.به نظر من این نوع برخورد ها از جانب دو گروه انجام میشود.اول عده ای هستند که اساسا با کل نظام مشکل دارند.و هر نوع اعتراض آنها به مسائل حکومتی ناشی از این مشکل ساختاری است که با کل نظام دارند.دوم عده ای که با کل نظام و ساختار حکومت ایران مشکل ندارند و آن را پذیرفته اند ولی از جهت دیگر وقتی میبینند که عده ای که هیچ نقشی در جنگ نداشته اند و از طرفی با یک سری ادا و اطوار های ظاهری مذهبی سعی دارند که از طریق این شهدا به امتیاز هایی دست پیدا کنند، نسبت به عمل کرد حکومت در خاک سپاری شهدا در دانشگاه عکس العمل نشان می دهند؛.رفتار عده ای از بسیجیان در مواضع مختلف اجتماعی و فرهنگی و سیاسی باعث شده است که صداقت عملی آنها زیر سئوال برود . هر چند عده ای بگویند که همه ی بسیجیان زیر چتر سواستفاده قرار نمیگیرند ولی باز تاثیر خود را میگزارد.شاید اگر حکومت دخالتی در کفن و دفن شهدا نمی کرد حرکتی خود جوش از دل مردم برمی خاست و این چنین بازخوردهایی در جامعه نداشت.